0

زندانیان

رنج‌نامه‌ی حمزه درویش زندانی عقیدتی اهل‌سنت

2020-08-22 در 23:02 توسط

حمزه درویش، زندانی عقیدتی سیاسی اهل‌سنت که از روز ۲۳ اردیبهشت ماه ۹۹ به اجبار از زندان رجایی‌شهر، به زندان لاکان رشت منتقل شد، با انتشار رنج‌نامه‌ای به شرایط بد زندان، ضرب و شتم، شکنجه و تهدیدات ماموران وزارت اطلاعات علیه خود پرداخته است.

حمزه درویش در این رنج‌نامه پرده از اعمال ماموران وزارت اطلاعات در لاکان رشت برداشته و از جمله نوشته است: «الان مدت سه ماه است که با ضرب و شتم و فشار روحی روانی و تهدید از من می‌خواهند که همکاری کنم. می‌گویند اگر همکاری نکنی تو را آرزو به‌دل می‌گذاریم. تو را می‌کشیم و می‌گوییم که تو را کرونا کشته است».

متن کامل این رنجنامه در ادامه می‌آید:

«من حمزه درویش هستم ۲۷ ساله زندانی سیاسی اهل‌سنت. از تاریخ ۳۰ تیرماه ۹۹، در انفرادی زندان لاکان در اعتراض به اینکه اتهام من مربوط به این زندان نیست، امنیت جانی ندارم و با خواسته انتقال به زندان رجایی‌شهر دست به اعتصاب غذا زدم. متاسفانه در دومین روز اعتصاب غذایم به جای پاسخ دادن مرا به مدت سه روز و سه شب یعنی از تاریخ ۳۱ تیر تا دوم مرداد ۹۹ در انفرادی دستبند و پابند زدند. طوری به من دستبند و پابند زدند که نمی‌توانستم دراز بکشم یا بلند شوم و در حالت نیم خیز مانده بودم.

سه شب و سه روز درحالت نشسته خوابیدم.

اتاق ۶ سالن امنیت (انفرادی زندان لاکان رشت) دوربین دارد و فیلم آن در حفاظت اطلاعات زندان موجود است.

روز چهارم مردادماه به دستور دادستان گیلان فلاح میری مرا به زور از انفرادی به سالن ۸ (سالن متهمان به قتل زندان لاکان) انتقال دادند. در بیستمین روز اعتصاب غذا پدر و مادرم در خانه در حمایت از من اعتصاب غذا کردند.

تا اینکه چند روز پیش کف اتاق را خیس کرده مرا کف اتاق خواباندند و مرا کتک زدند. دوباره مرا خیس کرده شلاقم زدند. چند بار این کار را تکرار کردند. سپس مرا دستبند و پابند به در اتاق زدند طوری این کار را انجام دادند که نمی‌توانستم بنشینم باید به همان شکل ایستاده می‌ماندم.

بیش از یک ساعت به حالت ایستاده نگهم داشتند. می‌گفتند باید اعتصابت را بشکنی و جلوی دوربین بگو که از اول اعتصاب غذا نکرده‌ای.
خودت به درخواست خودت به زندان لاکان آمده‌ای و یا به درخواست خودت به سالن ۸ رفته‌ای. از سایتهایی که خبررسانی می‌کنند اعلام بیزاری بکن و بگو مطالبی که درباره تو منتشر می‌شود همه دروغ است و آنها از جانب خودشان به دروغ اطلاع رسانی میکنند.

الان مدت سه ماه است که با ضرب و شتم و فشار روحی روانی و تهدید از من می‌خواهند که همکاری کنم. می‌گویند اگر همکاری نکنی تو را آرزو به‌دل می‌گذاریم. تو را می‌کشیم و می‌گوییم که تو را کرونا کشته است. به تو هپاتیت و ایدز منتقل می‌کنیم. تو را عقیم می‌کنیم. نمی‌گذاریم که سالم از زندان خارج شوی از طریق عوامل‌مان در زندان کاری می‌کنیم که نقص عضو شوی، می‌گوییم که چشمت را کور کنند، با چاقو از ناحیه کلیه مجروحت کنند.

از من همکاریهایی می‌خواهند که امنیت جانی خود و خانواده‌ام به خطر می‌افتد. هیچ نهاد و ارگانی در کشور وجود ندارد که به ظلمهایی که اداره اطلاعات در حق من می‌کند پاسخگو باشد.

اگر برای من اتفاقی در زندان لاکان بیفتد، مسئولیت آن با دو بازپرس دادسرای مقدس ناحیه ۳۳ وزیری و محمد برائه است. همین دو بازپرس جانی دستور انتقال علیرضا شیرمحمدعلی را به زندان تهران بزرگ، بدون در نظر گرفتن قانون تفکیک جرائم دادند که منجر به کشته شدن او شد.

در آخر می‌خواهم این را بگویم در ۵ سالی که در زندان هستم، تازه معنا و مفهوم مرگ بر خامنه‌ای را درک کردم. الحق که مرگ برخامنه‌ای برازنده خامنه‌ای و زیردستانش است.
کسانی که صدای من به آنها می‌رسد تلاش کنند که صدای مرا برسانند تا مردم بدانند آنچه از من در رسانه‌ها منتشر می‌شود حقیقت دارد.

حمزه درویش/ ۲۹ مرداد ۱۳۹۹ / زندان لاکان رشت».

برچسب‌ها:, , , , , , ,

دیدگاهتان را بنویسید