0

ایران

خاطره‌ای از اتاق بازجویی وزارت اطلاعات

2020-04-25 در 15:46 توسط

در همان روزهاى اولى كه مرا در خيابان سيروس دقيقا بعد از كوچه حافظ (اداره آب سابق) ربودند، تمركز بازجويان اطلاعات بر اين بود كه بدانند چرا با راديو بى‌بى‌سى در ارتباط با ترور دكتر احمد سياد مصاحبه داده‌ام و چرا در گفتگويم با كسرى ناجى از شهادت مسجد فيض مشهد و ترور شيخ ضيايى و.. ياد كرده‌ام.

بعد از آنكه تعدادى تصاوير پرينت شده كه بصورت رول بود بهم نشان دادند تا درباره آنانى كه مى‌شناسم هر چه مى‌دانم بنويسم… جر و بحثمان در حاليكه همچنان چشمانمان بسته بود در گرفت… تمركزشان را ابتدا روى شهادت مسجد فيض مشهد گذاشتند كه اين يك امر حكومتى است و اسم چند تن از علماى خائن و منافق از اهل‌سنت در خراسان و… را بردند كه جواز شهادت مسجد را داده‌اند و فتواهايى امضا كرده‌اند كه اختيار مسجد در دست ولى‌فقيه خامنه‌اى به عنوان اولى الامر مى‌باشد و هر جور صلاح بداند مى‌تواند انجام دهد، چه تخريب و چه جايگزين كردن مكانى ديگر!

مطالب و مواردى را از آن ملايان دين فروش به آنان گفتم و اينكه جمع بزرگى از علماى اهل‌سنت اين جنايت را محكوم كرده‌اند و از طرفى بر روى تاثيرات منفى اين كار خامنه‌اى بر نقض وحدت اسلامى كه مدعيشان بودند و اينكه سبب تنفر جامعه اهل‌سنت ايران از نظام شده است و از طرفى آبرويشان هم در جهان اسلام رفته است جملاتى را در همان حالت ترس و دلهره و نگرانى از بى‌خبرى خانواده از شرايطم گفتم!

چند نفر هم زمان در همان حالتى كه مثل گوسفندى قربانى در دستانشان بودم بهم پرخاش كرده و جوابم را مى‌دادند، مخصوصا صداى گوش خراشى كه در الفاظش تهديد بود و ظاهرا دلش خيلى مى‌خواست مرا يك گوش مالى حسابى بخاطر توهين به رهبرى و نظام بدهد.. در اين ميان فردى كه صداى رساتر و فارسى روان‌ترى داشت و از طرفى شايد پست بالاترى داشت شروع به سخن كرد و بقيه ساكت شدند.

آن شخص بعد از كمى سوال و جواب چنين گفت: ما هم مى‌دانيم تخريب مسجد فيض در مشهد و حادثه مسجد مكى اشتباهى از طرف نظام بود كه نبايد صورت مى‌گرفت و آثار زيانبارش برايمان خيلى سنگين مى‌باشد، اما كارى بود كه شد!
گفتم: به دستور خامنه‌اى از روى حقد و تعصب بوده.. به اين سخنم چندان توجهى نكرد بگمانم در همان لحظه آن صداى گوش خراش و سراسر نفرت بلند شد كه خيلى پرو شدى و بايد ادب بشى و چيزى شبيه به اين.. اما بالاخره در جوابم گفت: تو جاى ما بودى چه مى‌كردى؟!

گفتم: بگویيد اشتباه كرده‌ايد و از اهل‌سنت عذرخواهى بكنيد و مجددا مسجد را زيباتر و بزرگتر در همان محل اولش بسازيد (و ديه خون شهدا و مجروحان مسجد مكى را بدهيد) و زخم‌هاى مردم مرهم بگذاريد..
گفت: چطور نظامى با اين قدرت و عظمت علنى بگويد اشتباه كرده است، اگر ما چنين كنيم مهار قدرت از دستمان در خواهد رفت و ضعيف مى‌شويم و دشمنان سوء‌استفاده خواهند كرد و اعتراضات كشور را در بر خواهد گرفت و اشاره به كشتار جانبازان در شيراز كرد كه چگونه سركوبشان كرده‌اند و اينكه هنوز درباره اهل‌سنت خيلى ترحم كرده اند!

گفتم: برعكس، اگر به سخن من عمل كنيد قدرتمندتر و محبوبتر مى‌شويد.
گفت: مگر تو چنين چيزى در تاريخ سراغ دارى؟!
گفتم: بله، در دوران خلافت عمر فاروق كه بزرگترين حكومت جهان را در اوج قدرت اداره مى‌كرد و بلافاصله اشاره به داستان حكم حكومتى عمر رضى‌الله‌عنه درباره مهريه زنان كردم كه پيرزنى ناتوان و تنها سبب شد بزرگترين امپراطور جهان رسما به فتواى اشتباه و حكم حكومتى ناصحيحش اعتراف كند و خورشيدى تابان در تاريخ عدالت و پذيرش اشتباه در فتوا و حكم حكومتى براى هميشه تاريخ بشريت بگردد.
((فبهت الذي كفر)) الحمدلله كه اسلام تاريخى روشن در عدالت و پاكى و صداقت دارد و با هرگونه مظاهر تقليد كوركورانه و بردگى و قداست و عصمت هاى خيالى هرگز سازش ندارد.
ابراهيم احرارى خلف
٦ اريبهشت ١٣٩٩

برچسب‌ها:,

دیدگاهتان را بنویسید